به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ پدیده مهاجرت نخبگان و ادامه تحصیل جوانان ایرانی هم یکی از موضوعاتی است که شاید در نگاه اول ارتباطی با جمعیت کشور نداشته باشد اما در اصل یکی از موضوعاتی است که در موضوعات جمعیتی بسیار حائز اهمیت است. از همین رو در این گزارش که به همت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشکده ادبیات و زبانهای خارجه دانشگاه علامه طباطبائی (ره) تهیه شده است قصد داریم تا به بررسی آمار و عوامل موثر در مهاجرت نخبگان از زبان کارشناس این حوزه بپردازیم.
ایزد امجدی دبیر تدوین قوانین و مقررات بنیاد ملی نخبگان درمورد آمار از مهاجرت نخبگان بیان کرد: بنیاد ملی نخبگان به عنوان متولی اصلی، هنوز آمار دقیقی ندارد که بتواند بگوید چقدر اوضاع خوب یا بد است، دلیلش هم این است که ما سیستم رصد فعال در کشور هیچ وقت نداشتیم؛ البته به دلایلی تا حالا اتفاق نیفتاده است. البته این را هم بدانید که تیم مدیریتی بنیاد هم تغییراتی در ماههای اخیرکرده و این تیم جدید مُصِر است که موضوع رصد و پایش وضعیت نخبگان در داخل کشور و خارج از آن را جدی بررسی کند. یکی از دلایلی که میتوانم بگویم که چرا ما رصدخانه مهاجرت نخبگان نداریم، اصرار بر این بوده که این رصدخانه فعلی، مهاجرت باشد، نه رصدخانه مهاجرت نخبگان. بنیاد اصرار داشت که رصدخانه مهاجرت نخبگان داشته باشد. مهاجرت خود فی ذاته میتواند آسیب اجتماعی نباشد و مهاجرت نخبگان است که بر کشور اثر بیشتر و بزرگتری میگذارد.

وی در تعریف مهاجرت افزود: مهاجرت از نظر سازمان ملل این است که نمیگوید: چه کسی مهاجر است؟ میگوید: چه کسی مهاجر نیست؟ سازمان ملل عقیده دارد که دانشجو مهاجر نیست. خیلی از چیزهایی که ما به عنوان مهاجر میشناسیم را میتوانیم در وهله اول مهاجرت محسوب نکنیم.
عوامل داخلی و خارجی مهاجرت
دبیر تدوین قوانین و مقررات بنیاد ملی نخبگان با اشاره به سند نخبگان از ۴ عامل تاثیرگذار بر مهاجرت نام برد: کشش و رانش داخلی/ کشش و رانش خارجی. ما در پروژهای در سال ۹۵ به این نتیجه رسیدیم که بنیاد با توجه به ابعاد و توانش شاید خیلی نتواند در عوامل رانش داخلی و کشش خارجی کاری کند؛ دانشگاه خوب، خوب است؛ کاری هم نمیتوان کرد، ولی نکتهای که هست، ما عوامل رانش خارجی را نمیدانیم. حضرت آقا در سال ۸۳ در سخنرانی که منجر به ایجاد بنیاد ملی نخبگان شد، از مسئولین خواسته بودند که واقعیتهای خارج از کشور را به دانشجوها نشان دهند. بنیاد یکی از وظایفش این است که عوامل رانش خارجی و کشش داخلی را استخراج کند و روی آن مانور دهد.
من عدم کافی دولت را کتمان نمیکنم. هر چند میخواهم، بدانید که بنیاد ملی باتمام توان در حال تلاش است. دولت از حدود سال ۱۴۰۰ مسئله پرداختن به موضوعات بنیاد نخبگان را خیلی جدیتر گرفت؛ ما بعد از ۹ سال هیئت امنایمان در زمان دولت سیزدهم تشکیل شد. بنیاد با سازمان اداری استخدامی وارد تعامل شد و توانست اقداماتی کند که به صورت فعالتر به نسبت قبل، نخبگان را شناسایی کند و بعد بتواند برای آنها ردیف استخدامی جداگانهای بگیرد و جایابی آنها را در دولت در نظر داشته باشد.
دولتی، مثل کشور ما که بیشتر بودجه آن در دولت هزینه میشود، برایش مهم است که تصمیمگیریها شکل خردمندانهای داشته باشد و این ممکن نیست بدون حضور نخبهها در کف میدان. پس بحث اشتغال، حداقل در بخش دولتی، البته در بخش خصوصی در اندازه کوچکتری، خیلی جدی دارد دنبال میشود. یک نکته دیگر این است که ما زمینه را برای اثرگذاری بیشتر نخبگان آماده کنیم، ما اینجا هم ضعف داریم، اما من به شما این قول یا وعده را میدهم که بنیاد در این زمینه هم خیلی جدی دارد فعالیت میکند. البته این خیلی مهم است که در این مسیر از کمک شما بیبهره نباشیم؛ مطمئن باشید که اگر جریانی یا جنبشی در دل حرکتهای دانشجویی ایجاد بشود، دولت در حد توانش حمایت میکند. نمیگویم منتظر کمک دولت در این زمان نباشید، چون اگر دولت چنین حرکتهایی را نتواند پشتیبانی کند، دیگر وجودش بی فایده میشود.
انتقال دانش بدون حضور
این کارشناس افزود: در مورد بحث مهاجرت و مهاجر خوب اصطلاحی داریم به اسم گردش نخبگان. چین بیشترین گردش نخبگان را در دنیا دارد، آلمان هم در رتبه کشورهای خوب است. ما در بنیاد به روی گردش نخبگان برنامهریزی میکنیم. اگر کسی در دانشگاه خوب درس بخواند و به کشورش برگردد، خیر زیادی به کشور میرساند و این برای کشور سودآور است، معمولا برای کشور هم بیهزینه است. ما داریم درباره کسانی صحبت میکنیم که میروند میمانند. انتقال دانش بدون حضور نخبه در کشور افسانه و غیر ممکن است.
پرونده نخبگان
او در تعریف نخبه از نظر بنیاد ملی گفت: تعریف بنیاد از نخبه به مسئله اثرگذاری برمیگردد. نخبه کسی است که اثرگذار در جهت پیشرفت است. پزشک که اثرگذار در پیشرفت جراحی مغز در آلمان است، نخبه ایران نیست.
کارشناس مربوطه درمورد پرونده نخبگان نزد بنیاد گفت: بنیاد دیتا از نخبگان در کشور دارد، منتها سیستم ما در بنیاد تا به حال سیستم دام و دانه بوده است؛ ما یک جایزهای در نظر میگیریم، این جایزه را به کسانی میدهیم که فعالیتهای خوبی داشتند. این افراد در زمان گرفتن جایزه یک سری اطلاعات در اختیار ما از خودشان قرار میدهند که این اطلاعات میتواند به ما در تصمیمگیری کلان کمک کند ولی ما این افراد را تا جایزه بعدی دیگر نمیبینیم. به همین دلیل ما یک مسیر را برای جوایز بنیاد در نظر داریم که در آن مسیر، در آنجاهایی که پرچمگذاری کردیم، بتوانیم دیتاهایمان را کامل و کاملتر کنیم. ما حتماً دیتا داریم اما ممکن است به روز نباشد؛ یعنی بسته به پرچمهایی که در مسیر داریم، ممکن است کم و زیاد شود.
واقعیت مهاجرت
ایشان به دنبال سخنان خود، از جنگ رسانهها و تاثیر آن بر افراد نخبه افزود: ما یک مسئلهای داریم به اسم احساس دما که این با خود دما خیلی متفاوت است. این حتماً به روی مسیر تصمیم گیری دانشجویان تاثیر جدی میگذارد. ما کاری که میتوانیم کنیم این است که همانطور که آقا فرمودند: برویم به سمت نشان دادن واقعیتهای غرب. پروژه ما کارش این است که این واقعیتها را پیدا و آنها را به برنامه تبدیل کنیم؛ مثلاً شما میدانید که مسئله نژادپرستی تا آخر عمر همراه یک مهاجر است؟ این مثالها میتواند در تصمیم گیری فرد نخبه تاثیر بگذارد.
موضوع سایتها یا کانالهایی که در شبکههای اجتماعی فعال بودند و تمرکز داشتند که غرب را بدون فیلتر نشان دهند، این از فعالیتهایی است که ما حتماً باید آن حمایت کنیم و میکنیم. وی ادامه داد: آقا در سخنرانی قبلی خود با نخبگان فرمودند که بروید این دستاوردهایی که الان در کشور هست را به بچهها نشان دهید که از آن موقع به بعد بنیاد در همین راستا طرحی را به اسم "با استادت ببین" شروع کرد. دشمن دشمنی میکند. ما باید واقعیتها را بیشتر و شفافتر به شما نشان دهیم و به عنوان دانشجویان فعال و پویا این عینک بدبینی را از چشم خود بردارید تا بتوانید اطراف خود را طبیعیتر ببینید.
به سرانجام رسیدن پروژهها
وی در ادامه پاسخ به راهکار و موضوع به سرانجام نرسیدن برخی پروژههای نخبگان و چرایی آن بیان کرد: ما نخبگی را یک مسیر میبینیم. این را باید بدانید که در نهایت توان دولت کم است؛ دولت آنجایی میتواند خیلی تاثیرگذار باشد که بحث سیاستگذاری و ریلگذاری است. در موضوع مخترع، اگر کسی حرفی یا ادعایی دارد و این ادعا باید توسط بخش خصوصی تایید شود، باید مطمئن شویم، کاری مشتری خود را داشته باشد.
اگر توسط بخش خصوصی که مسئله سودآوری دارد تایید نمیشود، شما به عنوان یک دولت مرد میتوانید به روی آن ادعا صحه بگذارید؟ بنیاد ملی نخبگان سازمانی نیست که همه تخصصها را داشته باشد؛ کاری که ما میتوانیم انجام دهیم، این است که بخش خصوصی را فعال کنیم، در مورد اینکه بتواند ارزیابی دقیقی داشته باشد. بخش خصوصی چون هدفش سودآوری است، کسی را به عنوان نخبه قبول میکند که بتواند کارش را راه بیندازد و جلو ببرد. بخش خصوصی اگر از طرحی حمایت کند، نه به طور کامل حتی ۵۰ درصد حمایت کند، ۵۰ درصد دیگرش را بنیاد حمایت میکند.
ما فقط باید مطمئن شویم، کاری مشتری دارد. کجا ما به صورت مستقیم ورود میکنیم؟ آنجایی که میدانیم کشور هزینهای بابتش نمیکند یا بخش خصوصی برایش اهمیتی ندارد؛ کجا بخش خصوصی برایش اهمیت ندارد؟ دانش، وقتی در فیزیک شخصی ۵۰ سال زحمت میکشد تا چیزی را به علم اضافه کند. خب این حتماً برای ما ارزش دارد. من مثالهای زیادی در حوزه اختراع دارم که افراد اختراعاتی داشتند که توانستیم این ارتباط را بین بازارها و ایشان تشکیل دهیم و نتایج خوبی هم کسب کنیم که خیلی از دستاوردهای آن را شما الان استفاده میکنید. این موارد برای سازمان مهم است، حتماً انتهای مسیر مهم است.
ایزد امجدی در پاسخ به سوال برنامههای بنیاد برای پروژههایی که بخش خصوصی در آن سودی نمیبیند، توضیح داد: این نکته، نکته کلان است. کل کشور و کل دنیا با آن روبرو است و آن واقعیتی است به نام تلاقی منافع. این مورد در کشور در عالیترین سطح در موردش بحث است. رفتار دنیا نسبت به بحث مثلاً اختراع به این شکل است که در صندوقهای خطرپذیر از هر ۱۱ هزار اختراع ۳ اختراع تجاری میشود؛ این آمار انجمن مخترعین آمریکاست. این سیستم سود است. دولت تنها کاری که باید کند تعداد یا قدرت آنها را افزایش دهد، امکان حمایت از اختراعات بیشتر را به آنها بدهد.

ولی واقعیت این است که دلیلی ندارد که هر اختراعی الزاماً تبدیل به محصول تجاری شود. تبدیل شدن اختراع به محصول تجاری در دنیا با این اعداد و ارقام است. ما به عنوان بنیاد ملی نخبگان مخترع برایمان بیشتر از اختراع اهمیت دارد.
ما در جشنوارههای ملی و استانی به اختراعات متخصص و ارزیابی شده جوایز میدهیم که با آنها امکان تهیه یک نسخه اولیه از اختراع وجود دارد. در هیچ جای دنیا دولت اینطور وارد عمل برای حمایت نمیشود؛ اگر حمایتی هست در بخش خصوصی است که آن هم به فکر سود خود است.
امجدی درمورد ورود نخبگان به چرخه اقتصادی و مسائل کلان کشور افزود: ما عقیده داریم بنیاد، یک سازمان فرهنگی است. اگر هم نیست، باید باشد، باید سازمانی باشد که بنیان و درون مایه آن فرهنگی است یعنی، بیشتر باید فعالیت فرهنگی کند. منظورمان از فرهنگ آن چیزی است که علقه نخبگان را به خدمت به کشورشان به هر ترتیبی افزایش میدهد. سیستمی که ما از بنیاد به عنوان سیستم حمایتی میشناسیم؛ حمایتی نیست، سیستم شناسایی است؛ ما در واقع دانه را میگذاریم برای اینکه جذب کنیم و بعد فعالیت فرهنگی را شروع میکنیم.
شما از من بپرسید: تا به حال مسئلهای را هم حل کردید؟ من به شما میگویم: نه، چون اصلاً قرار نبوده مسئله حل شود؛ اصلاً هدف، مسئله حل کردن در آن سطح نبوده؛ آخر من و شمای دانشجو که هنوز نمیتوانیم مسئله ملی را حل کنیم؛ پس دلیلمان چه بوده؟ دلیل این بوده که جوانان ما دور یک استاد متعهد جمع شوند و با آن همنشین باشند و با استاد برجسته در حوزه علمی خودشان آشنا شوند. ما در بنیاد شورای فرهنگیسازی داریم که به فعالیتهای بنیاد شکل فرهنگی دهد.
وی درمورد ارتباط با بخش خصوصی برای حمایت از نخبگان افزود: بخش خصوصی، بخش فرمانبرداری نیست. از هیچ دولتی حرف شنوی ندارد مگر اینکه قانون تصویب شود. وزیر معمولاً یک رابط معرفی میکند و نخبگان خیلی راحت میتوانند با آن فرد ارتباط بگیرند؛ این یعنی ما کلید ارتباط نخبگان با دستگاههای اجرایی را زدیم. خود بنیاد هم بالاخره هر جایی هر کسی نیاز به حمایت داشته، سعی شده تا حد زیادی این اتفاق برای او بیفتد. ما قبلاً سامانه ارتباط با قائم مقام را به صورت مستقیم داشتیم که هر کسی هر نکتهای داشت میتوانست بگوید، ما سازمانی هستیم که خیلی در دسترسایم. هر کسی با یکی دو تا تماس میتواند با ما ارتباط بگیرد.



